وب‌سایت یه برنامه‌نویس

وب‌سایت یه برنامه‌نویس

راجع به همه‌چیز مینویسم

رضا پهلوی، رنسانس ایرانی، نسل شیک پاسارگادی و پایان دوران ایدئولوژی

منتشر شده در ۱۴۰۴/۱۱/۰۶ توسط آیین

اصطلاح «نسل شیک پاسارگادی» مفهومیست که برای نخستین بار توسط مانوک خدابخشیان، تحلیلگر فقید سیاسی، ابداع و وارد ادبیات سیاسی شد. این اصطلاح به نسلی از جوانان ایرانی اشاره دارد که پس از انقلاب ۱۳۵۷ متولد شده‌اند و برخلاف نسل‌های پیشین که درگیر ایدئولوژی‌های سنتی یا چپ‌گرایانه بودند، هویتی نوین، مدرن و ملی‌گرا را برای خود تعریف می‌کنند. واژه «شیک» در این عبارت اشاره به آراستگی ظاهری، به‌روز بودن و تمایل به استانداردهای زندگی جهانی دارد و «پاسارگادی» بر پیوند عمیق این نسل با هویت پیش از اسلام ایران، به‌ویژه کوروش کبیر و ارزش‌های منشور او، تاکید دارد. از دیدگاه خدابخشیان، این نسل حامل یک «رنسانس ایرانی» است که قصد دارد ایران را از بند تفکرات فرقه‌ای و مذهبی رها کرده و به جایگاه تاریخی خود در جهان بازگرداند.

درک این واژه مستلزم فهم تقابل آن با هویت تحمیلی دهه ۶۰ و ۷۰ است. نسل شیک پاسارگادی، نسلی است که به جای «شهادت‌طلبی»، «زندگی‌خواهی» را برگزیده و به جای نگاه به فرای مرزها برای کسب هویت، به اعماق تاریخ خود در پاسارگاد و تخت‌جمشید رجوع می‌کند. این جریان، ناسیونالیسم را نه به عنوان یک ابزار فاشیستی، بلکه به عنوان چسب زخمی برای ترمیم جراحات ملی و ایجاد وحدت حول محور «ایران‌گرایی» می‌بیند. در سال‌های اخیر و به ویژه در جریان خیزش‌های مختلف ملی، خصوصا در جریان انقلاب زن، زندگی، آزادی و با سوزاندن روسری‌ها، نماد سرکوب و تحجر ج.ا، این اصطلاح برای توصیف جوانانی تبدیل شده که با ظاهری مدرن و نگاهی سکولار، خواهان تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی کشور هستند و از ارزش‌های باستانی به عنوان سپری در برابر ایدئولوژی حاکم استفاده می‌کنند.

G_f7I8DXsAATA5P.jpg
درفش شیر و خورشید، فراتر از یک نشان سیاسی، یک نماد تاریخی و هویت اصیل ملتیست که ریشه در هزاران سال تمدن دارد. برای بسیاری از ایرانیان و به‌ویژه نسل نو، این پرچم تنها نشان رسمی، ملی و راستین میهن است که شکوه گذشته را به آرمان‌های دموکراتیک آینده پیوند می‌زند. شیری که نشان ایستادگی و خورشیدی که نماد آگاهی و روشنایی است، در کنار هم تصویری از ایرانی را می‌سازند که نه با ایدئولوژی‌های تحمیلی، بلکه با اصالت، عدالت و غرور ملی تعریف می‌شود. این پرچم، یادآور پیمانیست میان تمام اقوام و گروه‌های فکری برای بازگشت به خانه‌ای که در آن شکوه ایران زمین، دوباره به دست فرزندان پاسارگادی‌ خویش احیا خواهد شد.

با توجه به وقایع اخیر در دی و بهمن ۱۴۰۴، این مفهوم بار دیگر به تحلیل‌های سیاسی بازگشته است. گزارش‌های میدانی از اعتراضات گسترده در شهرهایی مثل مشهد و رشت نشان می‌دهد که معترضان، فراتر از مطالبات اقتصادی، بر «بازگشت به هویت ملی» تاکید دارند و این موضوع، انقلاب ایرانیان را به جنبشی فراتر از محدوده‌های اقتصادی و بی‌ارزشی پول ایران برده و در واقع، آنچه امروز در خیابان‌ها دیده می‌شود، تحقق همان پیش‌بینی خدابخشیان درباره حضور نسلی است که دیگر با زبانِ نسل ۵۷ سخن نمی‌گوید. این نسل به جای بحث‌های پیچیده ایدئولوژیک، بر مفاهیمی چون «ایران‌دوستی»، «سکولاریسم» و «حقوق شهروندی» تمرکز دارد و نمادهای ملی مثل درفش کاویانی یا حضور در اماکن تاریخی و حتی آتش زدن مساجد که مکان‌های سرکوب ج.ا، چه به صورت نظامی و چه به صورت معنوی هستند را، به عنوان ابزارهای مبارزاتی خود برگزیده است.

نکته کلیدی در فهم این نسل، تمایز آن با جریان‌های کلاسیک سیاسی است. نسل شیک پاسارگادی لزوما تحت فرمان یک سازمان یا حزب خاص نیست، بلکه از طریق شبکه‌های اجتماعی و یک «روح جمعی» با هم در ارتباط است. آن‌ها نه تنها با جمهوری اسلامی مرزبندی دارند، بلکه نسبت به اپوزیسیون سنتی که همچنان در فضای فکری دهه‌های گذشته و خصوصا چپ سیر می‌کند نیز منتقد هستند. این نسل با نگاهی عمل‌گرایانه، به دنبال لیدری است که بتواند امنیت، مدرنیته و اعتبار جهانی ایران را تضمین کند. به همین دلیل است که بخش قابل توجهی از این جریان، نزدیکی زیادی با مواضع رضا پهلوی نشان داده و او را نمادی برای پیوند میان گذشته پرافتخار و آینده مدرن می‌بینند، هرچند که در داخل خود این نسل نیز بحث‌های دموکراتیک درباره نحوه توزیع قدرت به شدت جریان دارد.

در نهایت، نسل شیک پاسارگادی نه فقط یک گروه سِنی، بلکه یک «سبک زندگی سیاسی» است. این جریان نشان‌دهنده شکست تلاش‌های چهل‌ساله برای مهندسی فرهنگی در ایران است. جوانانی که قرار بود در مدارس و رسانه‌های رسمی، به شکلی خاص تربیت شوند، اکنون با نگاهی به غرب (در تکنولوژی و سبک زندگی) و نگاهی به پاسارگاد (در هویت و ریشه)، در حال رقم زدن فصلی نوین در تاریخ سیاسی ایران هستند. این نسل با تاکید بر زیبایی‌شناسی، شادی و غرور ملی، در برابر فرهنگ سوگ و انزوا ایستاده است و همین ویژگی، آن‌ها را به جدی‌ترین چالش برای ساختارهای سنتی قدرت در ایران ۲۰۲۶ تبدیل کرده است.